مدح و ولادت امام حسن مجتبی علیهالسلام
سـحـر به آه دل خـسـتـگـان اثر دادند چـراغ روشـنی دل به ما سحـر دادند فرشتگان خدا قدر و والضحی خواندند خبر ز جلوۀ والشمس و والقـمر دادند اگر که باغ ولایت شدهست رشک بهشت به نخل سبز و سرافراز دین، ثمر دادند بـیـا به تـهـنـیت بـانـوی گـل تـوحـیـد که از بهشت به او زیـنـتی دگر دادند جهان ز جـلـوۀ لبخند فـاطمه زیباست که بر امـیـر همه مـؤمنان پـسر دادند زحسُن یوسف زهرا چه میتوانم گفت که بهـر حُسن حـسن اولیا نظـر دادند ز نور طلعت این گوشوار عرش برین به طاق عرش الهی شکوه و فر دادند غباری از قـدمـش را در آسمان امـید فـرشتـگـان خـدا دسـت یکـدگـر دادند خـبر رسـید که آمد کـریـم اهل الـبیت به سـائـلان ز عـنایـات او خـبر دادند ز یمن مقدم سرچشمۀ خلوص و یقین به مـا ارادت از پـیـش بـیـشـتر دادنـد دهید مژده به گمگـشتگان وادی عشق به پـیـروان ره دوسـت راهـبـر دادند به پاکی دل هر شبـنم و شکـوفه قـسم به باغ علم و عمل، نخل بارور دادند همین نه عصمت و پاکی ز فاطمه دارد به او مـرام عــلـی و پـیــامـبـر دادنـد ز چلچراغ پُر از نور دانش و علمش به عـالـمان جهـان بیـنـشی دگر دادند لـوای صـلـح ورا بـا قـیـام عــاشـورا یکی به دست قـضا و یکی قدر دادند چنان به جنگ جـمل تاخت بر دشمن که از شجـاعـت او مـژدۀ ظفـر دادند خدا گواست که روز جزا تهی دستند جـمـاعـتی که ولای ورا به زر دادند ز نـور مـهـر و تولای این امـام همام کـلـید گـلـشن فـردوس بر بـشـر دادند شـمـیـم عـشـق ز بـاغ مـدیـنـه میآیـد نـسـیم را مگر از کوی او گـذر دادند به شوق آن که نـشـیند در آستان بقیع کـبـوتـر دل مـا را دوبـاره پَــر دادنـد به یاد غُربت جانسوز این غریب وطن به عـاشـقـان حـسن دیـدگـان تر دادند به هرکسی که «وفایی» است پیرو راهش بـرای روز جـزا تـوشـۀ سـفـر دادنـد |